
"جنگ"
وقتی بچه بودم
نگاه کردن به آسمان ها
تخيلم را وسعت می داد...
چهره ی تمام بچه های زمين
در من منعکس می شد
و فجايع بيدار می شدند
انعطاف ابدی لحظه ها
و قوانين رياضي
مرا در اين جهان به پيش می برد
جهانی که در آن با هر تمدن بزرگي روبرو می شدم،
با کودکانی غريب
و آثار حيرت آور آن ها در ارتباط بود...
رويای جنگ درستی و قدرت را می بينم:
جنگ نا شناخته برای منطق.
در رويای من
جنگ
درست مثل يک قطعه ی موسيقی است.
آرتور رمبو
(ترجمه:محمد فلاح نيا)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر